آخ، چند وقتي بود كه يه عقده اي توي دلم از اين سريال هاي پفكي صدا و سيما داشتم، همين الان يه مطلب جالبي تو يكي از اين وبلاگها خوندم، با خودم فكر كردم بزارمش تو وبلاگ شما هم بخونين...
منبع: http://sharifi123.blogfa.com/post-128.aspx
دستورالعمل ساخت سريال براي صدا و سيما
چگونه براي تحصيل در دانشگاه هاي سوئد در مقطع فوق ليسانس اقدام كنيد
By mohsen
پيش نوشت: اكثر اين مطالب در تالار گفتمان پذيرش در دانشگاه هاي سوئد به بحث گذاشته شده، همين طور خود سايت پذيرش دانشگاه هاي سوئد مراحل پذيرش رو توضيح داده اما شايد جمع بندي اون ها در يك مطلب واحد، مفيد باشه. منبع ديگري هم كه مطالب مفيدي راجع به تحصيل در سوئد داره وبلاگزير آسمان سوئد هست.
پيش فرض من اينه كه شما سوئد رو به عنوان يكي از گزينه هاي ادامه تحصيل انتخاب كرديد و مي خواهيد روند پذيرش رو شروع كنيد، بنابراين در مورد برتري ها و معايب دانشگاه هاي سوئد بحث نمي كنم.
چكيده: روند پذيرش در دانشگاه هاي سوئد از سال 2008 متمركز شده و به اين صورت هست كه شما مدارك لازم رو به موسسه تحصيلات عالي در سوئد(VHS: The Swedish National Agency for Higher Education) مي فرستيد و در وب سايت اين موسسه اقدام به ثبت نام و انتخاب رشته مي كنيد. اين موسسه زماني كه مهلت درخواست براي پذيرش تمام شد ابتدا مدارك ارسالي شما رو بررسي مي كنه تا از دارا بودن حداقل شرايط پذيرش مطمئن شه. در صورت موفقيت در اين مرحله مدارك شما اسكن شده و براي دانشگاه هايي كه شما در انتخاب رشته مشخص كرديد به صورت جداگانه ارسال مي شه. دانشگاه مربوطه مدارك شما رو به مسئول رشته (Program Coordinator) مربوطه داده و مسئول رشته با توجه به مدارك و سابقه اتون نمره اي رو براتون در نظر مي گيره، تمامي متقاضيان رو بر اساس اون نمره مرتب مي كنه و به ميزان ظرفيت اون رشته دانشجو انتخاب مي كنه و نتيجه به متقاضي اعلام مي شه. اين انتخاب در دو مرحله صورت مي گيره، در مرحله ي اول تعدادي به عنوانذخيره اعلام مي شن تا در صورتي كه از بين پذيرفته شدگان اصلي كسي انصراف داد، متقاضيان ذخيره جايگزين بشن.
حالا به توضيح واژه هاي مشخص شده مي پردازم.
حداقل شرايط پذيرش:
1- قبل از هر اقدامي به ليست دانشگاه هاي مورد تاييد يونسكو سري بزنيد. تنها در صورتي كه مدرك ليسانس اتون از يكي از اين دانشگاه ها باشه مي تونيد در دانشگاه هاي سوئد پذيرش بگيريد.
2- نمره ي آزمون زبان انگليسي اتون بايد از حدي بيشتر باشه. اين حد براي تافل اينترنتي 79 (نمره بخش writing حداقل 17 از 30)، تافل كاغذي 550 (نمره writing حداقل 4 از 6) و آيلتز 6 (هر بخشي بالاي 5) است.
علاوه بر اين شرايط هر رشته اي شرط خاص خودش رو داره و معمولا به اين صورته كه رشته ي مورد تقاضاي شما بايستي مرتبط با رشته ي ليسانستون باشه. براي آگاهي از شرايط خاص رشته بايد به سايت خود رشته مراجعه كنيد.(منبع)
ثبت نام و انتخاب رشته:
به اين لينك مراجعه كرده و براي خود صفحه ي شخصي ايجاد كنيد. بعد از ايجاد حساب كاربري، مي تونيد به صفحه ي جستجوي رشته بريد، رشته ي مورد نظرتون رو پيدا كنيد و به سبدتون اضافه اش كنيد. در سال 2008 هر كس مي تونست 8 رشته رو تو سبدش داشته باشه اما سال 2009 اين عدد به 4 كاهش پيدا كرد. بعد از انتخاب رشته ها و اولويت بندي اشون فرآيند درخواست به اتمام مي رسه و صفحه اي به نام cover sheet براتون توليد مي شه كه بايد ازون پرينت بگيريد و به همراه ساير مدارك ارسال كنيد. تا روز آخر انتخاب رشته ها مي تونيد رشته هاي انتخابي و اوليت بندي اتون رو تغيير بديد. معمولا رشته ها در زمان انتخاب رشته به طور كامل به صفحه جستجو اضافه مي شن و اگه زودتر مراجعه كنيد ممكنه رشته ي مورد نظرتون در ليست رشته ها نباشه. اولويت رشته ها ازين جهت حائز اهميت است كه اگر رشته ي بالاتر رو قبول شيد رشته هاي پايين تر حذف مي شن، مثل فرآيند انتخاب رشته در سازمان سنجش ايران.(منبع)
زمان انتخاب رشته و درخواست:
معمولا انتخاب رشته از دسامبر آغاز شده و تا آخر ژانويه ادامه پيدا مي كنه. براي ارسال مدارك 15 روز بيشتر زمان داريد. اگه مدارك اتون حتي يك روز ديرتر برسه Late Applicant محسوب مي شيد و بعد از انتخاب متقاضيان عادي مدارك اتون بررسي مي شه و احتمال پذيرش بسيار پايين مياد. زمان انتخاب رشته در سال هاي 2008 و 2009 متفاوت بود. براي اطلاع از زمان درخواست براي سال 2010 مدتي ديگه به اينجا مراجعه كنيد.
مدارك لازم:
1- Cover Sheet
2- كارنامه دروس دوره ليسانس (به زبان انگليسي)
3- مدرك ليسانس (به زبان انگليسي)
4- مدرك شناسايي (ترجمه رسمي شناسنامه يا كپي رسمي پاسپورت)
5- نتيجه آزمون زبان. در صورتي كه در تافل شركت مي كنيد موسسه ETS نتيجه آزمون رو به VHS ارسال مي كند. از كد 9520 براي ارسال نتيجه استفاده كنيد. اگر در آيلتز شركت مي كنيد كپي نتايج امتحان رو ارسال كنيد، VHS خودش به صورت آنلاين نتيجه شما رو ارزيابي مي كنه.
6- مدارك خاص: معمولا رشته ها به طور جداگانه مدارك خاصي رو مي خوان مثل CV يا سابقه كار يا Letter of Motivation. براي اطلاع از مدارك خاص به سايت همون رشته مراجعه كنيد. در سال 2008 با وجود اين كه VHS گفته بود مدارك خاص رو به طور جداگانه براي دانشگاه بفرستيد، دانشگاه ها مي گفتن همه مدارك رو براي VHS بفرستيد. ما هم براي VHS فرستاديم و مشكلي پيش نيومد. امسال بهتره خودتون از دانشگاه مورد نظرتون بپرسيد.
نكته: همه ي اين مدارك رو بايد به صورت كاغذي به VHS پست كنيد و ايميل مدارك پذيرفته نيست. ارسال تنها يك سري از مدارك اتون كفايت مي كنه. (منبع)
انتخاب متقاضيان:
بعد از اين كه شما به صورت آنلاين ثبت نام و انتخاب رشته كرديد و مدارك اتون رو هم به VHS فرستاديد و زمان انتخاب رشته تمام شد، VHS مدارك اتون رو بررسي مي كنه، اگه هر كدوم از حداقل شرايط رو نداشتيد (براي مثال تمامي شرايط رو داشته باشيد اما نمره writing امتحان تافل كاغذي اتون 3.5 باشه!) توي سايت وضعيت شما Unqualified اعلام مي شه و در واقع مردود مي شيد. اگر ازين مرحله بگذريد مدارك اتون اسكن شده و به دانشگاه هايي كه انتخاب كرديد فرستاده مي شه. در اين مرحله مسئول رشته ي مورد نظر شرايط و مدارك تمامي متقاضيان رو بررسي كرده، به هر كدام نمره اي (Merit Rate) مي ده و همه رو بر اساس نمره مرتب كرده و در نهايت در مرحله ي اول به تعداد ظرفيت رشته، متقاضيان قبول شده رو اعلام كرده و بقيه رو به عنوان ذخيره در نظر مي گيره. پذيرفته شده ها حدود دو هفته وقت دارن تا آمادگي اشون رو براي تحصيل در رشته اي كه پذيرفته شدن اعلام كنند. بعد از دو هفته به تعداد اون هايي كه انصراف دادند، از متقاضيان دخيره شده پذيرفته خواهند شد و بقيه مردود اعلام مي شن.
نكته اي كه زياد پرسيده مي شه اين هست كه چه چيزي احتمال پذيرفته شدن رو بالا مي بره؟ معدل، سابقه كار، مقاله، نمره زبان؟ بر اساس موارد دو سال گذشته مي تونم بگم كه اين امر كاملا نسبي و سليقه ايست و به مسئول رشته بستگي داره. افرادي بودند با معدل 12 و فارغ التحصيل دانشگاهي نه چندان معتبر و صرفا به خاطر سابقه كار قوي و مرتبط با رشته پذيرفته شدند! اما به طور كلي مي شه گفت نمره ي بالا در درس هاي مرتبط با رشته، سابقه كار مرتبط با رشته و همين طور Letter of Motivation خوب كه نشون بده شما با هدفي مشخص مي خوايد وارد اون رشته بشيد، شانس پذيرش رو بالا مي بره و مهم تر از مقاله و نمره ي زبانه. نمره زبان همين كه بالاتر از حداقل لازم باشه كفايت مي كنه.
هزينه تحصيل در سوئد:
يكي از بحث برانگيزترين موضوعات پذيرش در دانشگاه هاي سوئد طي سال هاي اخير موضوع هزينه تحصيل در دانشگاه هاي سوئد بوده. تا كنون تحصيل در سوئد حتي براي دانشجوهاي خارجي و غيراروپايي رايگان بوده اما دو سالي هست كه موضوع پولي شدن دانشگاه هاي سوئد براي خارجي ها در مجلس و دولت سوئد به بحث گذاشته مي شه. خبر خوب اين هست كه سال 2010 هم تحصيل رايگان خواهد بود اما ظاهرا تصويب شده كه از سال 2011 پولي خواهد شد. اينجا مي تونيد هزينه هاي پيشنهادي رو بخونيد. همين طور فرآيند درخواست براي پذيرش هم از سال 2011 پولي خواهد شد كه درباره اش اينجابيشتر نوشته.
دلم می خواهد بالا بیاورم!
دلم می خواهد عق بزنم و بالا بیاورم، واقعا این احساس را دارم، هر چند وقت یکبار اینطوری می شوم، نمی دانم چه مرگم شده است. انگار توده ای سنگین و سفت، و فاسد شده که احساس تهوع به آدم می دهد در جایی که زمانی شاید قلبم بوده است، جمع شده است و هر چند وقت یکبار مرا دچار احساسهای نفرت انگیزی می کند، حالا هم چند روزی است که تمام وقت احساسش می کنم!
چه حسی پیدا می کنید وقتی چند روز ، در هر لحظه احساس تهوع داشته باشید... همانطور که گفتم احساس می کنم توده ای سنگین و فاسد، جای قلبم را گرفته است، حالا وقتی در شرایطی قرار می گیرم که باید از احساساتم بهره ببرم، احساس تهوع تمام وجودم را می گیرد، در چنین لحظاتی حتی از گفتن ساده ترین کلمات صمیمانه هم ناتوان می شوم، و برای این که آن احساس تهوع بیشتر نشود از همه فرار می کنم، تلفن هایم را جواب نمی دهم، قرارهایم را مرتب کنسل می کنم و تا جایی که امکان دارد در جمع ها حضور نمی یابم، و بهترین دوستانم را رها می کنم و بی جواب می گذارم... هر ارتباطی، هر صمیمتی، بخصوص هر عملی که معنایی عاطفی داشته باشد، حالت تهوع درونی ام را به شدت افزایش می دهد، برای همین هم فرار می کنم از همه، از بهترین دوستانم، و در تنهایی خودم منزوی می شوم!
ولی بدبختی اینجاست که در این شرایط حتی از تنهایی ام هم لذتی نمی برم. از مطالعه، موسیقی، و شعر هم لذتی نمی برم، گیج و سرگردان می شوم، کاری نمی توانم انجام بدهم و فقط تمام وقت آن چیز سنگین و سفت و فاسد را در درونم احساس می کنم، انگار ناحیه ای بین قفسه سینه ام گندیده و فاسد شده است و حس بد آن را همش و در هر لحظه حس می کنم، در این لحظات دلم می خواهد عق بزنم و بالا بیاورم، و آن توده کثیف را بیرون بریزم...
بازیکن خوب زندگی تان باشید...
یادمه سال اول و دوم راهنمایی، مث خیلی از پسرای هم سن و سال خودم خیلی به فوتبال علاقه داشتم، ولی اصلا بازیکن خوبی نبودم، برای همین هر وقت زنگهای ورزش یا قبل از شروع کلاسها نزدیک ظهر ، وقتی بچه ها توی حیاط مدرسه بازی می کردند هیچ کس منو بازی نمی داد و هر چقدر می رفتم دور و برشون و ازشون می خواستم که بازیم بدن، اهمیتی نمی دادن، و من همیشه از این موضوع دلخور بودم، و بیشتر وقتها گوشه حیاط، کنار دیوار می ایستادم و با حسرت بازی بچه ها رو نگاه می کردم.
تا این که یک بار به برادرم قضیه رو گفتم، برادرم برخلاف من بازیکن خوبی بود. بهش گفتم که هر چقدر از بچه ها می خوام که بازیم بدن، اونا قبول نمی کنن، و این که اصلا موقع یارگیری اول بازی منو نمی بینن، و محل نمی دن.
برادرم اون زمان یه جمله خیلی ساده گفت که هنوز خاطرم هست، گفت: لازم نیست اینقدر دور و برشون بری و التماس کنی... اگه بازیکن خوبی باشی، خودشون می یان دنبالت...
سال بعدش که شد دقیقا به حرف برادرم رسیدم، خودمم الان نمی دونم دقیقا چی شد ولی سال سوم راهنمایی فوتبالم خیلی بهتر شده بود، فکر کنم بیشترش به خاطر این بود که قدم یهو خیلی بلندتر شده بود و قدرت بدنیم هم همینطور... و واقعا می دیدم که اوضاع خیلی تغییر کرده بود، این بار اونها بودن که همش می اومدن دنبالم و ازم می خواستن که براشون بازی کنم ... حتی وقتهایی که سرکلاس بودم!
اینو تعریف کردم برای این که بگم، در سالهای بعد، وقتی بزرگتر شدم دیدم که انسانهای بسیاری هم همانند من هستند که از نداشتن چیزهایی که می خواهند در عذاب اند.
برخی از این دلخورند که چرا دانشگاه قبول نشده اند ... برخی دیگر از این که چرا دختری/پسری که دوستش داشتند بدست نیاوردند... و دیگران دلخورند از این که چرا شغل مناسبی که دوست دارند را بدست نیاورده اند یا امکانات پیشرفت کمی دارند...
اینها همه دلخوری هایی هست که اغلب داریم و بخاطرشان رنج می بریم... اما من فکر می کنم که باید دوباره نصیحت برادرم را بخاطر بیاوریم: باید بازیکن خوب ِ زندگی باشید تا بتوانید آن چیزهایی را که می خواهید بدست بیاورید... به جای انتظار داشتن بیجا از دیگران که مطابق میل من و شما رفتار کنند، باید از خودمان بخواهیم که در هر زمینه ای (چه تحصیلی، چه شغلی، چه عاطفی) اینقدر شایسته باشیم که خود به خود نظر مساعد دیگری و دیگران را جلب کنیم.
همیشه آغاز کردن ِ از خود و پرورش توانایی ها و قابلیتها، کمی سخت است اما در بلندمدت نتایج شیرینی دارد... پس بجای این که انرژی مان را صرف جلب نظر دیگری بکنیم، بر روی پرورش تواناییها و استعدادهای خودمان کار کنیم تا چیزهایی که می خواهیم رو خود به خود ، و با کمترین زحمت جذب کنیم و بدست آوریم...
« زبان سرچشمه ی سوء تفاهم هاست »
روباه
داستان شازده كوچولو و روباه
شازده كوچولو پرسيد : تو كي هستي ؟ خيلي خوشگلي ...![]()
روباه گفت : من روباهم.
شازده كوچولو به او پيشنهاد كرد: بيا با من بازي كن. من خيلي غمگينم.![]()
روباه گفت: نمي توانم با تو بازي كنم. مرا اهلي نكرده اند.![]()
شازده كوچولو پرسيد: « اهلي كردن » يعني چه ؟
روباه گفت : تو اهل اينجا نيستي ، پي چه مي گردي ؟
شازده كوچولو گفت : پي آدمها مي گردم. « اهلي كردن » يعني چه ؟
روباه گفت : آدمها تفنگ دارند و شكار مي كنند. اين كارشان اسباب زحمت است. مرغ هم پرورش مي دهند. فايده شان همين است. تو پي مرغ مي گردي ؟
شازده كوچولو گفت: نه من پي دوست مي گردم ، « اهلي كردن » يعني چه ؟
روباه گفت: اين چيزي است كه امروزه دارد فراموش مي شود. يعني ايجاد علاقه كردن ...![]()
شازده كوچولو : ايجاد علاقه كردن ؟
روباه گفت : البته. مثلا تو براي من هنوز پسر بچه اي بيش نيستي ، مثل صدهزار پسر بچه ديگر ، نه من به تو احتياج دارم و نه تو به من احتياج داري. من هم براي تو روباهي بيشتر نيستم ، مثل صدهزار روباه ديگر . ولي اگر تو مرا اهلي كني ، هر دو به هم احتياج خواهيم داشت. تو براي من يگانه جهان خواهي شد و من براي تو يگانه جهان خواهم شد ...
شازده كوچولو گفت: كم كم دارم مي فهمم. يك گل هست ... كه گمانم مرا اهلي كرده باشد ...
روباه دنباله حرفهايش را پي گرفت: زندگي من يكنواخت است. من مرغها را شكار مي كنم و آدمها مرا شكار مي كنند. همه مرغها شبيه هم اند و همه آدمها هم شبيه هم اند. اين زندگي كسلم مي كند. ولي اگر تو مرا اهلي كني ، زندگيم چنان روشن خواهد شد كه انگار نور آفتاب بر آن تابيده است. آن وقت من پايي را كه با صداي همه پاهاي ديگر فرق دارد خواهم شناخت. صداي پاهاي ديگر مرا به سوراخم در زير زمين مي راند. ولي صداي پاي تو مثل نغمه موسيقي از لانه بيرونم مي آورد. علاوه بر اين ، نگاه كن! آنجا ، آن گندمزارها را مي بيني ؟ من نان نمي خورم ، گندم براي من بي فايده است. پس گندمزارها چيزي به ياد من نمي آورند ، و اين البته غم انگيز است. ولي تو موهاي طلايي داري. پس وقتي كه اهليم كني معجزه مي شود. گندم كه طلايي رنگ است ياد تو را برايم زنده مي كند و من زمزمه باد را در گندمزارها دوست خواهم داشت.
روباه خاموش شد و مدتي به شازده كوچولو نگاه كرد ، گفت: خواهش مي كنم ... بيا و مرا اهلي كن.![]()
شازده كوچولو گفت : دلم مي خواهد ولي خيلي وقت ندارم. بايد دوستاني پيدا كنم و بسيار چيزها هست كه بايد بشناسم.
روباه گفت: فقط چيزهايي را كه اهلي كني مي تواني بشناسي. آدمها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند. همه چيزها را ساخته و آماده از فروشنده ها مي خرند. ولي چون كسي نيست كه دوست بفروشد آدمها ديگر دوستي ندارند. تو اگر دوست مي خواهي مرا اهلي كن!
شازده كوچولو پرسيد : چيكار بايد بكنم ؟
روباه جواب داد : بايد خيلي حوصله كني. اول كمي دور از من اين جور روي علفها مي نشيني. من از زير چشم به تو نگاه مي كنم و تو هيچ نمي گويي. زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. اما تو هر روز كمي نزديك تر مي نشيني ...![]()
شازده كوچولو فردا باز آمد.
روباه گفت : بهتر بود كه در همان وقت ديروز مي آمدي. مثلا اگر در ساعت چهار بعدازظهر بيايي من از ساعت سه به بعد حس مي كنم كه خوشبختم. هر چه ساعت بيشتر مي رود خوشبختيم بيشتر مي شود. در ساعت چهار به هيجان مي آيم و نگران مي شوم ، آن وقت قدر خوشبختي خودم را مي فهمم! ولي تو اگر بي وقت بيايي هرگز نخواهم دانست كه كي بياد دلم را به شوق ديدارت خوش كنم ... آخر همه چيز آدابي دارد.
پس شازده كوچولو روباه را اهلي كرد و چون ساعت جدايي نزديك شد روباه گفت: آه! ... من گريه خواهم كرد.![]()
شازده كوچولو گفت: تقصير خودت است. من بد ِ تو را نمي خواستم. ولي خودت خواستي كه اهليت كنم ...
روباه گفت: درست است.![]()
شازده كوچولو گفت: ولي تو گريه خواهي كرد!
روباه گفت: درست است.![]()
شازده كوچولو گفت: پس حاصلي براي تو ندارد.
روباه گفت : چرا دارد ، رنگ گندمزارها ...![]()
![]()
سپس گفت : برو دوباره گلها را ببين. اين بار خواهي فهميد كه گل خودت در جهان يكتاست ...
![]()

ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
در بستن ِ پیمان ما، تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان، بر پا بود، این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
تمامی دینم به دنیای فانی، شراره عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوز عشقی خوشا زندگانی
همیشه خدایا محبت دلها، به دلها بماند بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود، حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون زعشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمی خوانی
ازاین غم چو حالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا، تو مرگ دلم را ببین و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم، گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی، که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش، زخشم طبیعت شکسته
ای ساربان، ای کاروان، لیلای من کجا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی، لیلای من چرا می بری
لیلای من کجا می بری
از همه اونایی که برا
مطلب قبلی نظر دادن ممنونم![]()
آنچه گذشته است
و آنچه در پیش روست
زمان ِ بازیگوشی و با کودکان، خالصانه، به بازی نشستن
زمان ِ خواندن و مطالعه و در افق اندیشه قدم زن و با بزرگان به صحبت نشستن
زمان ِ تخیل ورزیدن و در فضای مه گون اساطیر همراه اسطوره ها بودن
زمان ِ با شعر بودن و رویای زندگی ِ شاعرانه داشتن
زمان ِ درباره ی مذهب اندیشیدن، و به بازی گرفتن پندارهای عامیانه
زمان ِ دوست داشتن و برای عشق زیستن
زمان ِ از خاطرات شیرین ِ گذشته گفتن و درباره محبوب نوشتن
زمان ِ به تحلیل نشستن و تامل درباره ی حقیقت ِ ارزشمندترین احساسهای آدمی
زمان ِ نفی کردن و از سر تنفر ویران کردن بهترین احساسها
زمان ِ تنهایی و درد ِ بی معنایی را کشیدن
زمان ِ اعتراض کردن و خرده گرفتن از دوستان قدیمی
زمان ِ ویرانگری و به آتش کشیدن هر آنچه هست
زمان ِ ...
و اکنون همه چیز پایان یافته است
هر آن چه هست
عقلانیت ِ سرد، تاریک و منجمد کننده ای است که
آرام آرام به درونم نفوذ می کند
و مرا با هر آنچه در گذشته بودم
بیگانه می سازد و سکوت را همراه تمامی لحظاتم می کند
زندگی تازه ای است
دیگر هیچ رویایی وجود ندارد
خدایان مرده اند
و من هم مدتهاست که تمام شده ام
علیرضا
در مدح موسیقی بی کلام
امروز بعد از ظهری نشسته بودم و داشتم کفشهایم را واکس می زدم، همزمان هم Mp3 player گوشم بود و داشتم موسیقی بی کلام گوش می کردم، یه موسیقی ملایم و آرام، با روحی شاد و امیدوار ... یک لحظه با خودم فکر کردم همانطور که واکس کفش آدم را از خشکی و سختی در می آورد و ملایم و نرم و لطیف می کند، موسیقی بی کلام هم روح و جان آدمی را از سختی و خشونت و تنش هایی که روزانه با آن درگیر هستیم رها می سازد و نرم و لطیف می کند... در این فضای لطیف و آرام است که می توانیم خردمندانه تر و اخلاقی تر و مهربان تر زندگی کنیم...![]()
قرار نبود بيام ولي اينو استثنائا بخونين خيلي جالبه
درباره هارپ (HAARP)
پروژه نظامي جديد، سلاح نابودسازي جديد
مقدمه:
به آسمان نگاه کنيد، زلزله ها از آسمان می آيند
مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر آسيب و بلايی که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.
حوادث طبيعی در طول ميلیون ها سال طبيعی بوده اند بغير از ده های اخير که اين حوادث برخی طبيعی و برخی ديگر از طريق تکنولوژی های پيشرفته توليد و به جان و مال مردم لطمه ميزنند.
اين حوادث ظاهراً طبيعی که غير طبيعی توليد ميشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سيل های بی شاخ و دم) را امروزه از طريق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه هاي هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز ميتوان از طريق انفجار بمب اتمی در چاهای عميق نيز توليد کرد.
من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم.
اگر چه این مسئله یک مسئله ی جدید و در عین حال به اثبات رسیده است، ولی با این حال در مورد آن تبلیغاتی انجام نمی شود. من نیز مسئله را از لحاظ علمی به طور مطلق مطرح نخواهم کرد. آنچه را که می خوانید بیشتر جنبه ی آگاهی دارد و تحقیق بیشتر در این مورد به عهده ی شما خواهد بود.
از هر کسی که این مقاله را می خواند خواهش می کنم این مسئله را جدی بگیرد. برنامه های وحشتناک هارپ در راه است و همینطور که خواهید خواند علائم آن در ایران دیده میشود. این نوشته را بخوانيد، و به این بلاگ در بلاگ هایتان لینک بدهید یا حتی نوشته ی من را در بلاگ هایتان بگذارید ، به دوستان ایمیل کنید، و کلا از هر طریقی که می توانید دیگران را نیز مطلع سازيد، تا شاید بتوانیم جلوی عملکرد اين سیستم و آن هایی که کنترلش می کنند را بگیریم. برای تماس با من اینجا را کلیک کنید.
هارپ چیست؟ به صدای هارپ گوش دهيد
هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.
( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)
ادامه مطلب...
درباره عشق
هر زمان که عشق اشارتي به شما کرد , در پي آن بشتابيد
هر چند راه او سخت و ناهموار باشد
و هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت , خود را به او بسپاريد
هر چند که تيغهاي پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند
و هر زمان عشق با شما سخن گويد , او را باور کنيد
هر چند دعوت او رؤياهاي شما را چون باد مغرب در هم بکوبد و باغ شما را خزان کند
زيرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر مي نهد , به صليب نيز مي کشد
و چنانکه شما را مي روياند , شاخ و برگ شما را هرس مي کند
عشق با شما چنين رفتارهايي مي کند تا به اسرار قلب خود معرفت يابيد
و بدين معرفت , با قلب ِ زندگي پيوند يابيد و جزئي از آن شويد
و آرزو کنيد که شب هنگام با دلي حق شناس و پرسپاس به خانه باز آئيد
و به خواب رويد با دعايي در دل براي معشوق و آوازي بر لب براي ستايش او
جبران خليل جبران![]()
